X
تبلیغات
رایتل

هجویات یک عقب مانده عینی

عـذر می خواهــم!

دختری که رفت...

و ما...

دلباختگانی از جنس شک، قرنی بعد، نومید از یافتنش،

سر در بغل گرفته خموش، خالی از آشنایی، لبالب از رخوت،

در جزیره هزار جزیره، بدون دیگری، 

هر کدام از پی خود ارضایی خویش، دست در آلتی میزد؛

نه انگار که همه از پی یک چیز بودیم...


نوشته شده در یکشنبه 5 تیر‌ماه سال 1390ساعت 01:04 ب.ظ توسط ُتهران میم| 4 نظر|

Design By : Mihantheme