X
تبلیغات
رایتل

هجویات یک عقب مانده عینی

عـذر می خواهــم!

بالاخره صدایم را می شنوی ...

از دور می بینمت... نگاه معصومانه ات مرا قدمی به جلو هدایت می کند،

چشمانت برق می زند...

با سرعت به طرفم می دوی...

به کنارم می رسی، بغلم می کنی و صورتم را می لیسی...

هاپ هاپوی من، استخوانهایت آماده است

نوشته شده در پنج‌شنبه 16 تیر‌ماه سال 1390ساعت 02:19 ق.ظ توسط ُتهران میم| 6 نظر|

Design By : Mihantheme